محصولات

  • پروتکل درمانی
  • پرسشنامه
  • پکیج آموزشی
  • پیشینه پایان نامه
زوج درمانی خودنظم بخشی (SRCT) عبارت است از کاربرد تئوری خودنظم بخشی برای مشکلات ارتباطی که بر پایه تئوری های شناختی و هیجانی میباشد.   تاکید زوج درمانی خودنظم بخشی بر این است که به زوجین کمک
22/05/1397
0
پرسشنامه شخصیت خودشیفته نسخه 40 گویه ای (NPI - 40) برای اولین بار توسط راسکین و هال در نسخه ای 80 و 54 گویه ای ساخته شد. پرسشنامه شخصیت خودشیفته نسخه 40 گویه ای در سال 1988 توسط راسکین و تری در
«رورشاخ» هم نماد یک «فرد» هم نمایانگر یک فرایند تاریخی- آفرینندگی و هم نشانگر یک ابزار روان‌شناختی است. رورشاخ یک آزمون فرافکن سنتی متشکل از ۱۰ کارت رنگی و سیاه‌سفید می‌باشد که شامل لکه‌های جوهر
کارکرد اجرایی به عنوان تفکر سطح بالاتر است که شامل خودگردانی و رفتار هدفمند است. کارکرد اجرایی از توانایی شناختی کلی یا هوشی منشعب می‌شود، عملکرد اجرایی مستلزم تعامل در تفکر خلاق، داشتن فکری باز
تحمل پريشاني

تحمل پریشانی، یک ساختاردرحال ظهور در روانشناسی است که به چندین مفهوم مختلف آورده شده است. با این حال به طور گسترده  اشاره دارد به ظرفیت درک احساس منفی مقاومت افراد، ویا دیگر حالت های آزاردهنده ( مانند ناراحتی جسمی) و کنش های رفتاری ناشی از تاب آوری وتحمل، درمقابل انواع محرکهای تنش زا(استرس زا) است (ليرو، زولنسكي و برنستين[1]، 2010). 

برخی تعاریف از تحمل پریشانی  نیز مشخص کرده اند که تحمل این حالتهای منفی در زمینه هایی رخ می‌‌دهد که در آن روش هایی برای فرار از ناراحتی وجود دارد (زولنسكي، رنستين و ووجانويچ[2]، 2011).

سنجش تحمل پريشاني 

در ادبیات، تفاوتها در درک تحمل پریشانی، با دو روش مختلف از ارزیابی این ساختار مطابقت دارد. همانطور که پرسشنامه های خودسنجی اساساً ادراک (زیر آستانه‌ای) و انعکاس افراد از سازه‌های  مربوط به خود را ارزیابی می‌کند، خودسنجی درتحمل پریشانی (به عبارت دیگر؛ پرسشنامه ها) به تمرکز خاص بر توانایی درک حالتهای اندوهناک را، به طور گسترده شرح داده است.

در این مقیاس های خودسنجی، بعضی از پرسشنامه ها به طور خاص روی تحمل پریشانی احساسی، تمرکز می کنند (به عنوان مثال: مقیاس تحمل پریشانی) (سيمون و گاهر[3]، 2005). تمرکز بعضی دیگر روی حالت های منفی جسمی است  (مانند: مقیاس عدم تحمل ناراحتی ورنج) (شوميد، ريچي و فيتزپاتريك[4]، 2006). ، در حالی که بعضی دیگر به طور خاص بروی تحمل ناامیدی به عنوان یک فرایند کلی از تحمل پریشانی تمرکز می‌کنند (به عنوان مثال، میزان رنج ناکامی)(هرينگتون[5]، 2005)

در مقابل، مطالعاتی که ارزیابی رفتاری یا بیوفیزیولوژیک (رفتار زیستی ) را ثبت می‌کنند، اطلاعات بیشتری در باره رفتار واقعی از ادراک فردی را  فراهم  می‌کند. ‌مثال هایی از وظایف استرس زایی شامل مواردی است که لازم است فرد در ترسیم یک انعکاس کامپیوتری درمحدودیت زمانی پافشاری کند (به عنوان مثال کارکرد مستمر آشکارسازی کامپیوتری) (استرونگ، لژوز، دوترز، مارينلو[6] و همكاران، 2003) یا تکمیل کردن مجموعه ای از مسائل ریاضی با حساسیت زمانی که برای پاسخ های نادرست موجب سروصدایی ناخوشایند می شود. (یعنی کار اضافه کردن زنجیره شنیداری کامپیوتری ). برخی از وظایف رفتاری برای ارزیابی تحمل پریشانی جسمی است و از افراد می‌خواهد نفسشان را تا زمانی که ممکن است نگه دارند (کار نگه داشتن نفس)(براون، لژوز، كاهلر، كريستوفر[7] و همكاران، 2002).

همانطور که این یک زمینه و پژوهش جدید است، ارتباط بین ارزیابی ادراکی و رفتاری تحمل پریشانی به وضوح مشخص نشده است. رها سازی اجزای متمایز تحمل پریشانی هیجانی/ روانشناختی و تحمل پریشانی جسمی در فعالیتهای رفتاری همچنان به عنوان یک چالش در ادبیات باقی مانده است (ليرو، زولنسكي و برنستين، 2010). 

 

ساختارهای نظری تحمل پريشاني 

چندین مدل از سلسله مراتب ساختاری تحمل پریشانی ارائه شده است. برخی از آثار اظهار می‌کنندکه تحمل درد جسمی و روحی سازه های متمایزی است. به طور خاص حساسیت به احساس اضطراب و تحمل حالت‌های هیجانی منفی ممکن است به عنوان یک جنبه از یک ساختار بزرگتر نشان دهنده حساسیت و تحمل به طور گسترده در ارتباط باشد، با این حال، ناراحتی در مورد عوامل استرس زای جسمی، یک ساختار کاملاً جداگانه با حساسیت به حالت های احساسی است (برنشتين، آميت، زولنسكي[8] و همكاران، 2009).

قابل توجه است که این کار مقدماتی با اقدامات خودسنجی و یافته ها مقطعی در آفرینش انجام شده است. نویسندگان توصیه می‌کنند که کارهای بیشتری برای تایید روابط و جهت گیری های علیت ضروری است. کار اخیر، بر تمایز تحمل پذیری عاطفی و جسمی به ساختاری بالاتر از تحمل دشواری تجربی جهانی گسترش می‌یابد.

این چهارچوب بر ساختار تحمل است که به لحاظ تاریخی با عنوانی متمایز از تحمل پریشانی مورد مطالعه قرار گرفته است.پنج ساختار زیر به عنوان عوامل اجرایی پایین تر برای ساختار تحمل پذیری کلی طراحی شده اند و عبارتند از:

  • تحمل تردید و یا تمایل به واکنش احساسی، شناختی یا رفتاری به موقعیت های نامشخص(بوهر و دوگاس[9]، 2005).

  • تحمل ابهام و یا تحمل درک شرایط پیچیده، خارجی و/ یا موقعیت های مبهم محرک ها(بوهر و دوگاس، 2005).

تحمل ناامیدی یا ظرفیت درک شده برای مقاومت در برابر سختی (به عنوان مثال اهداف زندگی بی نتیجه) (ليرو، زولنسكي و برنستين، 2010). 

  • تحمل حالت های احساسی منفی یا ظرفیت ادراک شده برای مقاومت در برابر اضطراب درونی (سيمونز، جفري، گاهر و رالوكا، 2005).

  • تحمل احساسات جسمی یا ظرفیت ادراک شده برای مقاومت در برابر احساسات جسمی ناخوشایند (اشميت، ريچي، فيتزپاتريك و كارا[10]، 2006).

فرضیه های تحرک پریشانی چند بعدی است، در مدل هایی که صرفاً درک تحمل پریشانی به عنوان توانایی تحمل حالت های هیجانی منفی می‌ باشد، تحمل پریشانی نارضایتی فرض می‌شود که چند بعدی باشد. این شامل فرایندهای فردی مربوط به پیش بینی و تجربه با احساسات منفی است، مانند توانایی ادراک شده و واقعی برای تحمل احساسات منفی، ارزیابی وضعیت داده شده به عنوان قابل قبول بودن یا نبودن، درجه ای که فرد می‌تواند احساسات خود را (مرد یا زن) در میان یک تجربه عاطفی منفی و میزان توجه اختصاص داده شده به پردازش احساسات منفی تنظیم کند (ليرو، زولنسكي و برنستين، 2010). 

 

پایه های زیست شناختی تحمل پريشاني 

چندین مکانیسم شبکه عصبی زیست شناختی برای تحمل پریشانی وجود دارد. این زمینه های مغزی پیشنهاد شده بر اساس ادراک تحمل پریشانی همانند پاداش یادگیری است. در این چهارچوب، افراد یاد می‌گیرند که به پاداش و پیروی از آن دست یابند، کاهش تنش در فرار از یک محرک تنش زا همانند یک پاداش است و بنابراین می تواند آموخته شود.  مردم در اینکه چه قدر و با چه سرعتی پاداش را ترجیح می‌دهند و یا در مورد تحمل پریشانی و فرار از محرک‌های ناراحت کننده عکس العمل نشان می دهند متفاوتند. بنابراین مناطق مغز که در طول پردازش و یادگیری فعال می‌شوندَ، فرض می شود که به عنوان پایه های عصبی شناختی برای تحمل ناراحتی نیز عمل می‌کنند. برای نمونه، پروژه شدت فعال سازی نورونهای دوپامین که به نوکلئوس اکومبن[11]، جسم مخطط شکمی[12](هسته جانبی جسم مخطط) ، قشر پیشانی[13] با میزان پیش بینی فردی یک پاداش فوری در طول یک کار یادگیری مرتبط است. همانگونه که نرخ شلیک برای این نرون ها  افزایش می یابد، افراد ارزش های بالایی از پاداش فوری را گزارش می‌کنند. در مواردی که مقادیر پیش بینی شده درست است، نرخ پایه ای که از شلیک عصبی باقی می‌ماند یکسان است. هنگامیکه ارزش پاداش پیش بینی شده کمتر از ارزش واقعی است، نرخ شلیک نرون افزایش می‌یابد، زمانی که پاداش دریافت می‌شود و در نتیجه پاسخ آموخته می‌شود(توبلر، اودرتي، دولان و شولتز[14]، 2006).

وقتی که ارزش پاداشی که انتظار می‌رود کمتر از ارزش واقعی باشد، میزان شلیک این نرون ها در زیر سطوح پایه کاهش می‌یابد. نتیجه تغیرات آموخته شده است که انتظارات از ارزش پاداش را کاهش می‌دهد(رودريگز، آرون و پولدراك[15]، 2006). مطرح شده است که این همان سرعت شلیک دوپامینرژیک است که با تحمل پریشانی همراه است. در آن یادگیری ارزش فرار از یک محرک ناراحت کننده مشابه با براورد یک پاداش فوری است. اگر این زیربنای تحمل پذیری مثبت تایید شود، چندین توان بالینی بالقوه وجود دارد. آن ممکن است نشان دهد که تحمل پریشانی در میان افراد قابل انعطاف است. مداخلاتی که سرعت شلیک نورون را تغییر می‌دهند ممکن است مقادیر پیش بینی شده ای از رفتارهایی را که در جهت فرار از یک اضطراب و تسکین دهنده هستند، تغییر دهد و به این ترتیب تحمل پریشانی را افزایش دهد.

دیگر مناطق عصبی ممکن است در تعدیل این فرایند یادگیری پاداش دخیل باشند. هیجان انگیز بودن نورون های کروی مهارکننده ای در هسته آلومین و استریاتوم شکمی یافت می‌شود. ارتباط بین ارزش پاداش فوری و احتمالی را مدنظر قرار دهید (زولنسكي، رنستين و ووجانويچ، 2011).

دربین موشها نشان داده شده است که افزایش تحریک پذیری ازاین نورون‌ها ازطریق افزایش بیان CREB منجر به افزایش زمان زیادی شد که موش ها هنگامیکه یک منبع حرارتی مضر زیادی بکار می رود و همچنان  زمان زیادی  در بازوهای پیچیده صرف می شود دم خود را حفظ می کند. این رفتارها در پاسخ به درد واضطراب، به عنوان تحمل دشواری مشابه شناخته شده است(زولنسكي، رنستين و ووجانويچ، 2011).


 [1] Leyro, T. M., Zvolensky, M. J., & Bernstein, A

[2] Vujanovic

[3] Simons, J. S., & Gaher, R. M

[4] Schmidt, N. B., Richey, J. A., & Fitzpatrick, K. K

[5] Harrington 

[6] Strong DR, Lejuez CW, Daughters S, Marinello M

[7] Brown, Richard A.; Lejuez, C. W.; Kahler, Christopher W

[8] Bernstein, Amit; Zvolensky

[9] Buhr, K; Dugas, M. J

[10] Schmidt, Norman B.; Richey, J. Anthony; Fitzpatrick, Kathleen Kara 

[11] Nucleus accumbens

[12] Ventral striatum

[13] Prefrontal cortex

[14] Tobler, Philippe N.; O'doherty, John P.; Dolan, Raymond J.; Schultz, 

[15] Rodriguez, P. F.; Aron, A. R.; Poldrack, R. A

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

اندیشه فاز یک خیابان دهم غربي كوچه سپند پلاك 12

خدمات

ارائه پرسشنامه هاي روانشناسي

ارائه پروتكل هاي آموزشي و درماني

ارائه مطالب مفيد روانشناسي

راههای ارتباطی با ما

مکاتبه با ما از طریق صفحه تماس با ما

ارسال ایمیل به ali.nouri.2105@gmail.com

تماس با شماره: 09120379513

Template Settings

Theme Colors

Cyan Red Green Oranges Teal

Layout

Wide Boxed Framed Rounded
Patterns for Layour: Boxed, Framed, Rounded
بالا